| 1 | |
|
2 |
|
| 3 | |
| 4 | |
| 5 | |
| 6 | |
| 7 | |
| 8 | |
| 9 | |
| 10 | |
| 11 |
آن بزرگوار ولادت پيامبر(ص) را ولادت خيرات و بركات و كوبيدنظلم و خاموش شدن بتكدهها و آتشكدهها مىشمارد. و گسترش توحيد وعدل در عالم را به واسطه پيامبر(ص) مىداند.
امام در باره منزلت اجتماعى پيامبر(ص) مىفرمايد: ايشان ازميان مستضعفان برخاست و از طبقه سه، و از توده بود.
ايشان شبانى كرده بود، ولى به سبب لياقت ذاتى كه داشت، خداونداو را انتخاب كرد.
در نگاه امام راحل(ره)، پيامبر(ص) عابدى مقيد به نماز،خيرخواه مردم، فروتن و خوش اخلاق و زاهد بود:
به قدرى رياضت كشيد و قيام براى حق كرد كه قدمهايش ورم كرد واز سوى خدا آيه (ماانزلنا عليك القرآن لتشقى) نازل گشت.
جبرئيل كليد خزائن ارض را براى ايشان آورد، ولى آن حضرت تواضعكرد و فقر را فخر خود دانست.
از بعضى زنهاى رسول خدا نقل شده است: رسول الله(ص) با ما صحبتمىكرد و ما با او صحبت مىكرديم چون وقت نماز مىشد، گويى او مارا نمىشناخت و ما او را نمىشناختيم; زيرا به خدا اشتغال پيدامىكرد.
ايشان وقتى كفار را ملاحظه مىكرد مسلمان نمىشوند، غصه مىخورد.
مىخواست همه به عالم نور برسند و مبعوث شده بود براى اين كههياهوهايى را كه در دنيا براى رسيدن به قدرت هست، از بين ببردو خدا خواهى در مردم ايجاد كند.
پيغمبر اكرم خدمتگزار مردم بود. با آن كه مقامش آن گونه بود،ولى خدمتگزار بود و خدمت مىكرد. پيغمبر اكرم، كه شخص اول وبنيانگذار اسلام و هدايت مردم بود، آيا هيچ وقتسلطهجو بود؟ باهمين اشخاصى كه رفقايش بودند، همه باهم دور هم مىنشستند. سياهو سفيد مطرح نبود.
از طريق عامه منقول است كه پيغمبرخدا(ص) وقتى غضب مىفرمود اگرايستاده بود، مىنشست; و اگر نشسته بود، به پشت مىخوابيد، غضبشساكن مىشد. در صورتى كه محارم الهى هتك مىشد، يارى مىجست وفقط براى خدا غضب مىنمود.
امام شيوه امامانعليهم السلام و اولياى خدا و انبيا را حسنمعاشرت و رفتار انسانى و الهى مىداند و مىفرمايد: آنها خود راخدمتگزار مردم مىديدند و كارهايى را كه بايد انجام دهند، باحسن رفتار انجام مىدادند
-----------------------------------------------------------------------------------
هيوستن اسميت از محققان و انديشمندان پركارى است كه بخش بيشتر زندگى اش را به مطالعه اديان جهان و عرفان اختصاص داده است . او در چين به دنيا آمد از پدر و مادرى كه مبلغ مذهبى بودند دكترايش را در رشته فلسفه دين از دانشگاه شيكاگو دريافت كرد . اسميت در دانشگاههاى مختلف به تدريس فلسفه و تاريخ اديان پرداخته است از جمله در دانشگاه واشينگتن، دانشگاه كاليفرنيا و مؤسسه تكنولوژى ماساچوست (T.I.M) . برخى از كتاب هاى اسميت عبارتند از حقيقت فراموش شده ، پاك كردن درهاى ادراك ، فراسوى تفكر پست مدرن: جايگاه معنى در تمدنى جهانى و درآمدى بر آشنايى با اسلام. معروفترين كتاب او اديان جهان است كه سالها متنى درسى در رشته تاريخ ايران بود . جديدترين كتاب هيوستن اسميت « چرا دين مهم است؟» نام دارد كه به عنوان بهترين كتاب درباره دين برنده جايزه ويلبر شد .
هيوستن اسميت درباره پيامبر اسلام مى گويد:
پيامبر در دنياى اسلام، بستر ظهور و تجلى وجود مطلق در زندگى بشر است. پيامبر الگويى الهى و آسمانى است كه عقل و اراده مسلمانان را متوجه خود مى سازد. مسلمانان پيامبر را دوست مى دارند و مى كوشند از او در كوچكترين جزئيات زندگى روزمره پيروى كنند. در خصوص عقل هم بايد گفت كه پيامبر نمايانگر لوگوس (يا عقل) متعالى است. هنگامى كه مسيح مى گويد: هيچ انسانى به نزد پدر (خداوند) راه نمى يابد جز به واسطه من اين نيز لوگوس است كه سخن مى گويد. در نزد مسيحيان اين كلمه كلى تقريباً برابر با عيساى ناصرى است. براى مسلمانان اين كلمه كلى و وحيانى عبارت از قرآن است كه به واسطه پيامبر اسلام ابلاغ شده است. محمد وجود مطلق و خود وحى نيست اما وجودمطلق حقاً و به طور متمايز خودش را از طريق او متجلى مى سازد.
-----------------------------------------------------------------------------------
لئو تولستوى ( 1910
ـ 1828 ) نويسنده مشهور روسى در كتاب خود به نام محمد [ صلى الله عليه و آله و سلم
] مى گويد: جاى هيچگونه شبهه و ترديد نيست كه پيامبر اسلام از بزرگان مصلحين
دنيااست، آن هم مصلحى كه به جامعه بشريت خدمات شايانى كرده است. و اين فخر و مباهات
براى او بس است كه يك ملت خون ريز و وحشى را از چنگال اهريمنان عادات زشت و شنيع
برهانيد و راه ترقى را بر روى آنان بازكرد و حال آن كه هر مرد عادى نمى تواند به
چنين كار شگرفى اقدام كند و نتيجه بگيرد.
بنابر اين شخص شخيص پيامبر اسلام، سزاوار همه گونه احترام و اكرام مى باشد شريعت
پيامبر اسلام به علت توافق آن باعقل و حكمت در آينده عالم گير خواهد شد.
-----------------------------------------------------------------------------------
طبق گفته تاريخ نويسان عرب حضرت محمد (ص) بسيار خود دار و متفكر ، كم حرف ، احتياط كار ، خوش قلب ، در رفتار و كردارِ خود بسيار مراقب ادب و پاكيزگى خويش بود تا پس از اين كه به ثروت و اقتدار نيز رسيد هيچ گاه كارهاى خود را به ديگرى واگذار نكرد .
او مردى بود بردبار در برابر سختيها و دشواريها خود دار و متحمل ،داراى همتى بلند و در برخوردها مهربان و خوشرو بود يكى از خدمت گذارانش نقل مى كند كه هجده سال تمام خدمت او ارا انجام مىداد و در طول اين مدت هيچ گاه سخن تند يا كردار ملال آورى حتى براى تنبيه كردن من نيز از او نديدم ، حضرت محمد (ص) جنگ جويى دلاور و ماهر درفنون جنگى بود اگر احساس خطرى مى نمود فرار نمى كرد و بدون جهت نيز خود را به مهلكه نمىانداخت .
پيامبر اسلام توانست يك هدف مقدس واحدى براى تمام ملتهاى عرب بنا كند ملتهايى كه هدف و ايده، در آنها وجود نداشت و همين بناى عالى پيامبر بود كه توانست به خوبى عظمت و شخصيت او را آشكار نمايد .
ما اگر بخواهيم ارزش اشخاص را به كردار و آثار نيك شان بسنجيم به طور مسلم حضرت محمد (ص) بزرگترين مرد تاريخ است .
معجزه كبراى پيامبر اين بود كه توانست پيش از مرگ خود قافله پراكنده عرب را گرد هم آورد و از اين كاروان سرگردان و پريشان ملت واحدى تشكيل دهد ،بدانسان كه همه را در برابر يك دين خاضع كرده فرمانبر و مطيع يك پيشوا گرداند .
-----------------------------------------------------------------------------------
حيات شخص پيامبر اسلام بنوبه خود نشانه وسر مشق بارزي براي رد فلسفه عنف واجبار در امر مذهب ميباشد.
-----------------------------------------------------------------------------------
سال 1763 ميلادى در
تاريخ افكار ولتر نقطه عطفى بود. در اين سال بود كه سرانجام تصوير جديدى از حضرت
محمّد [(ص)] و پيروانش در ذهن او ترسيم شد، قضاوت او نيز درباره شخص پيامبر اسلام
[(ص)] كه هميشه مورد عنادش بود تغيير كرد و آنگاه كه حقيقت را بازيافت درباره آن
حضرت گفت: محمّد [(ص)] بى گمان مردى بسيار بزرگ بود و مردان بزرگى نيز در دامن فضل
و كمال خود پرورش داد. قانون گذارى خردمند، جهانگشايى توانا، فرمانروايى دادگستر،
پيامبرى پرهيزگار بود و
بزرگترين انقلاب هاى روى زمين را پديد آورد.
ولتر در سال 1776 ميلادى به ياد نمايشنامه فناتيسم، نخستين اثر ضد اسلامى اش، آخرين
سخن خود را بر زبان آورد كه: "من در حق محمّد [(ص)] بسيار بد كردم" و چون برداشت
هاى اوليه او از اسلام تحت تأثير نوشته هاى مغرضانه مسيحيان بود از روى خشم مى گفت:
"همه كتاب هايى را كه تاكنون مسيحيان درباره مسلمانان نوشته اند بايد بر آتش
افكند."
-----------------------------------------------------------------------------------
قطعاً خود محمد صلىاللهعلىوآله نيز، از قدرشناسى و ستايش قريش از اقدام او و احترامى كه نسبت به او روا داشتهاند، بهخود باليده است و اين داورى او، از وقوع جنگ جلوگيرى كرد و اين نشان مىدهد كه خداوند او را براى كار بسيار بزرگى برگزيده است؛ به خصوص كه مورخان معتقدند كه محمد صلىاللهعلىوآله در اخلاق نيك، راستى گفتار، امانت، بخشش، نيكى منظر و فروتنى در ميان قوم خود، ممتاز بود و در نزد مردم مكه، ملقب به امين شده بود و از فرط اطمينان و اعتمادى كه به او داشتند، اموال خود را نزد او به امانت مىگذاشتند. محمد صلىاللهعلىوآله هرگز به استعمال مسكرات نپرداخت و در جشنها و اعيادى كه براى بتها گرفته مىشد، حاضر نشد و از دسترنج خود زندگى مىكرد؛ زيرا از پدر، ارثى به او نرسيده بود و چون با خديجه آشنا شد، با اموال او تجارت مىنمود.
-----------------------------------------------------------------------------------
دشمنان اگر به نظر حقيقت بنگرند خواند فهميد در نفس اين مرد بزرگ افكارى فوق طمع و دنيوى و جاه و سلطنت بوده است .
-----------------------------------------------------------------------------------
محمد مردي بود كه از ميان مردمي بت پرست با اراده آهنين برخاست و آنان را به يگانه پرستي دعوت كرد و در دلهاي ايشان جاوداني روح و روان را بكاشت. بنابراين او را نه تنها بايد در رديف مردان بزرگ و برجسته تاريخ شمرد بلكه سزاوار است كه به پيامبري او اعتراف كنيم و از دل وجان بگوييم كه او پيامبر خدا بوده است.
-----------------------------------------------------------------------------------
محمد صلىاللهعليهوآله پيغمبرى بود كه به همان معنى كه قدماى بنىاسرائيل مىگويند، او از يك عقيده خالص - كه هيچ بستگى با بتپرستى نداشت - دفاع كرد. تمام سعى و كوشش اين مرد، براى نجات ملتش از يك دين بىمعنى و بىاعتبار بود. او مىخواست آنها را از منجلاب فساد اخلاق، پستى عادات و فساد عقيده، نجات دهد؛ بنابراين، ممكن نيست در راستى اخلاق و شور خداپرستى كه سراسر وجودش را فراگرفته بود، شك كرد.
-----------------------------------------------------------------------------------
ير سيمون لاپلاس منجم, رياضيدان بسيار معروف فرانسوي قرن 18و 19 ميلادي ميباشد كه نظريات او تحولات بزرگي در نجوم ايجاد كرده است يكي از محققين غربي است كه در مورد دين مبين اسلام چنين اظهار نظر نموده است
گر چه ما به اديان آسماني عقيده نداريم ولي آئين حضرت محمد (ص) وتعاليم او دو نمونه اجتماعي براي زندگي بشريت است؛ بنابراين اعتراف مي كنيم كه ظهور دين او و احكام خردمندانه اش بزرگ و با ارزش مي باشد و بهمين جهت از پذيرش تعاليم حضرت محمد بي نياز نيستيم.